|
+ نوشته شده توسط علي در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 و ساعت
14:18 |
+ نوشته شده توسط علي در چهارشنبه ششم شهریور 1387 و ساعت
17:39 |
+ نوشته شده توسط علي در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 و ساعت
10:49 |
+ نوشته شده توسط علي در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت
16:44 |
تقدیم به سبکبالان ساحلهای روستای لا جيم آنانی که با خون مقدس خود دردفاع جانانه ازمیهن ودین ومکتب عزیزاسلام در8سال اسلام وکشور عزیزمان ایران رادر مقیاسی بزرگ وزادگاه تاریخی ام را درمقیاسی کوچکتر دربرابر ناملایمات وهجوم دشمن ددمنش بیمه نمودند وتکلیف ادامه حراست از این میراث گرانبها را بر دوش ما نهادند . روستاي
لاجيم : روستای لاجیم یکی از بزرگترین وباقدمت ترین
روستاهای بخش مرکزی شهرستان سوادکوه واز توابع شهر زيرآب مي باشد که با شهر زیراب با جاده آسفالته به
طول 27کیلومتر وبافاصله ای حدود 40کیلومتر ازمرکز شهرستان یعنی پل سفید واقع شده
است ودرواقع لاجیم حدنهائی حریم شهرستان سوادکوه بابخشهای دودانگه ومرکزی شهرستان
ساری می باشد . ارتفاع روستا از سطح درياي آزاد در نقطه برج حدود 765 متر مي باشد.
لاجیم دارای آب وهوای کوهستانی معتدل ونوع
پوشش گیاهی آن پوشیده از انواع واقسام درختان پهن برگ وسوزنی برگ می باشد . در حال حاضر جمعیت ساکن وثابت
روستا بیش از120خانوار باجمعیتی بالغ بر 400نفر(سرشماری
سال 1386نگارنده ) می باشد که این جمعیت درايام تابستان به1000-800 نفر مي رسد ولي
در طول سال وخصوصا" فصل سرما و بازگشايي مدارس كاهش مي يابد. درروستای لاجیم
تا سال1383 مدارس ابتدائی وراهنمائی به
فعالیت خود ادامه می داد اما باكاهش امکانات درمانی ونبود مراکز اشتغالزا و دوري
از شهر مشکل ادامه تحصیل فرزندان باعث كوچ
گروه کثیری از مردم روستا به شهر زيراب و قائم شهروساري و شهرهاي اطراف شده است . در
حال حاضر امکاناتی چون خانه بهداشت ،مرکز مخابرات ،تلفن ثابت درمنازل ،مسجد
،حسینیه ،غسالخانه وساختمانهای خالی ازسکنه متعلق به راه آهن ونهالستانهای شماره
1و2و3که بدلیل خصوصی سازی از فعالیتهایش کاسته شدوجود دارد . در باره وجه تسمیه روستای لاجیم نظرات گوناگونی وجود دارد
برخی معتقدند که لاجیم در ابتدا لا جمع بوده و این بخاطر قرار گرفتن روستا در
میان سه منطقه کسلیان – دودانگه – چهاردانگه بود. که تا قبل از انقلاب روستا بصورت مستقل
بوده و بعد از انقلاب در تقسیم بندی روستاها در منطقه کسلیان قرار گرفت و گروهی
دیگر معتقدند که در زمانهای گذشته لاجیم از دومنطقه لاجیم ودو لاجیم که نام مرتعی
است درضلع غربی روستا تشکیل شده بود که بعدها به علت خویشاوندی اهالی دومنطقه درمنطقه مرکزی سکونت یافتند ولاجمع رابه لاجیم
تغییر نام دادند. درمورد وضعیت
اشتغال اهالی روستا باید یاد آور شد که در سالهای بسیار دور کاراکثرمردم لاجیبم
دامداری وکشاورزی بود اما در سال 1335باتاسیس کارخانه تهیه تراورس برای زیرساخت ریل راه آهن تاسال 1378بیش از
70در صد اهالی روستا دراین واحد و10درصد در مراکز تولید نهالهای سوزنی برگ وابسته
به اداره منابع طبیعی استان مازندران ومابقی در بخشهای فرهنگی وخدماتی اشتغال به
کارداشتند وحتی افراد بیکار جویای کار در روستاهای اطراف ((قارنسرا،ورکی
،اتو،ولیلا ،پیرنعیم ،سی پی ومته کلا و....)) دراین
مراکز مشغول به کار می شدند اما درحال حاضر كارخانه چوب بري وابسته به راه آهن با
طرح جایگزینی تراورسهای بتنی به جای تراورسهای چوبی عملاًبه تعطیلی گرائید وفقط با
تعدا د20نفر شاغل عملیات بريدن درختها و
تبديل به تراورس و حمل به شيرگاه براي کارخانه اشباع و كار نهال كاري در جنگل رابعهده دارد نهالستانهای لاجيم وابسته به جنگلداري استان مازندران در قسمت
شرقی روستا به توليد و پرورش و فروش نهال
هاي جنگلي وسوزنی برگ مشغول است با اجرای
طرح خصوصی سازی دامنه فعالیت این مرکز نیز کاهش یافت درحال حاضر فقط تعداد10نفر درآن به کار اشتغال
دارند واین درحالی است که تاقبل از
سال1382کارگران شاغل در این مرکز اعم از روزمزد ورسمی وفصلی به بیش از 55نفر
میرسید . مهمترين قسمت اقتصادي روستا كه در
كشور معروف است وجود دو تلمبه خانه در آن است كه در شمالغربی و جنوب شرقی روستا و در نزديكي آن قراردارند. تلمبه خانه مرزبان
واقع در جنوب شرقی فراورده هاي سوختي
مازندران را تامين مي كند كه از تهران مي آيد. تلمبه خانه گل پل واقع
درشمال غربی كار پمپاژ مواد خام نفتي تركمنستان و قزاقستان را با لوله 32 اينچي به
پالايشگاه تهران انجام مي دهد؛ اين مواد از بندر اميرآباد بهشهر به سوي نكاء و از
آنجا به لاجيم و بعد به تهران پمپاژ مي شود دراین مراکز حدود 50نفر افراد غیربومی
وحدود 5نفر افراد بومی به کار اشتغال دارند . راهای ارتباطی روستای لاجیم : روستای لاجیم درواقع شاهراه
ارتباطی بین مناطق مختلف سوادکوه وشهرستان ساری می باشد این راههای ارتباطی باتوجه
به میزان تردد وسائط نقلیه درآن عبارتند است : ا-راه اصلی وآسفالته بطول km27که پس از عبور از منظر جنگلی زیبا وبدیع به روستای اتو
وازآنجا به شهر زیراب منتهی میشود . 2-راه
ارتباطی شوسه لاجیم به ساری که به جاده لاجیم سنگ بن ساری معرف است بطول km37 پس
ازعبور از جنگلهای سرسبز به جاده کیاسر ساری منتهی می شود . 3-راه ارتباطی شوسه لاجیم به
قارنسرا دودانگه بطول km13 لاجيم رابه منطقه
دودانگه ساری واز آنجا بوسیله راه ارتباطی به پل سفید ویا شهرستان ساری مرتبط می
سازد . 4-راه ارتباطی به روستای ورکی ساری
بطول km8 که درسالهای گذشته توسط تاسیسات شهید بیواره لاجیم وابسته به راه آهن احداث گردید. روستاي لاجيم داراي چشم انداز فوق العاده زيبايي
همچون شبه جزيره اي در يك محيط جنگلي است . بعد از پيمودن جاده زيراب به روستا و
عبور از جنگل اولين چيزي كه در مرکزروستا جلب توجه مي كند برج لاجيم مي باشد كه به
نظر مي آيد علاوه بر آرامگاه نقش ميل راهنما را نيز داشته است. اين منطقه روزي
جولانگاه سلاطين باوندي در قرن چهارم و پنجم هجري بوده است.مردم محلي برج لاجيم را
به نام امامزاده عبدالله مي شناسند چرا که بنابه روایتی که از نسلهای گذشته سینه به
سینه به نسل حاضر نقل گردیده گذشته از اینکه این بنا مقبره شاهزاده ای می باشد
آرامگاه سید عارفی به نام سید عبدالله نیز بوده که سالیان سال به نگهداری برج
مشغول بوده وپس از مرگ اهالی لاجیم در داخل برج درکنار شاهزاده اورا دفن می نمایند
واهالی لاجیم ارادت خاصی به این سید بزرگوار داشته وکراماتی رابه ایشان نسبت می
دهند و همين امر (قداست آن )موجب ماندگاري بيشتر برج شده است. صندوقي از چوب داخل امامزاده قرار دارد
كه محل رازو نياز مردم محل و دور ونزديك است. قبرستان عمومي وگلزار مقدس 10تن از
شهدای والامقام روستا((شهیدان علی اصغر
اردشیری ،محمد علی فلاح ،سید تقی ساداتی ،سید علی اکبر حسن نژاد،علی اکبر ولی
نژاد،محمد زمانی ،حسن محمدزاده ،علی بیواره ،غلامرضا نوروزی واسماعیل محمدزاده ))
نيز در اطراف برج مي باشد. وجود جنگلهای
سرسبز و تپه های سر سبز در نزدیک روستا طبیعت دبش دیگری را برای عاشقان رنگ سبز
رقم زده است و این روستا تطبیقی از هنر و میراث می باشد چرا که وجود برج
آرامگاهی در میان فضای سبز و جنگلی نمودی
از آن می باشد واینگونه بود آندره گدار به
لاجیم و طبیعت زیبایی که دارد لقب بهشت داده است. ازدیگر جای دیدنی روستا می توان به بقعه میر اسماعیل در
ورودی محل اشاره کرد که در بالای تپه و در کنار شالیزار قرار گرفته است. فضای باز
و تفریحی برای خود بوجود آورده است. روستاي
لاجيم دركتاب مرحوم مهجوري اينگونه نشان دارد: برج لاجيم يا
امـامزاده عبداللّه در دهكده لاجيم از دهكده هـاي كسليـان سواد كوه شاهي ( علي آباد = قـائمشهر ) است 0 ديوار و برجهـائي
نزديك آن اسـت كـه كاخ حكمروايان بوده است 0 اما
نويسندگان وتاريخ نگاران معتقد به وجود قلعه قديمي دراين روستا هستند كه دركتاب
ازآستارا تاآستر آبادچنين آمده است كه : راه لاجيم از
زير آب كنار راه آهن سواد كوه سربالا مي رود تابه سر گردنۀ مرتفعي مي رسد 0
ناگهـان چشم مسافر به دريـايي از سبزه مي افتد كه در وسط آن محلي بدون علف مانند
شبه جزيره اي نمايان مي شود 0 اين نقطه از سه طرف مشرف بر پرتگاههاي عميق است 0 در
دماغۀ اين مكان ، برجي تنها با دسته اي از درختان نمودار است 0 در حاشيۀ پرتگاه
خندقي است كه ديوارهايش كاملا عمودي است و جاي ديواري عظيم نمودار بود كه به بنيان
برجي بزرگ منتهي مي شد كه ظـاهرا ً مـدور بوده است اين بـرج ، نظربه اهميت تپه اي
كه روي آن واقـع بوده ، معتبرترين قسمت قلعه محسوب مي شده است 0 از اثر خاكي كه
رويهم انباشته شده بود ، معلوم شد كه ديوار در آن سمت تپه و برج امتداد داشته است
و درست گرداگرد دماغه اي را كه به شبه جـزيـره تشبيه كرديم ، احـاطه مي كرده است 0
در داخل اين حصـار ، چند تل هست كه نشان مي دهد اين قلعه در واقع شهر مستحكمي بوده
است 0 آندره گدار باستانشناس فرانسوي كه در سال 1933 ميلادي به بازديد برج لاجيم آمده مينويسد: در داخل اين حصار چند تل است كه نشان ميدهد اين قلعه در واقع شهر مستحكمي است اين محل كه در قلب جنگل انبوه و دور هنگامه شهرها واقع شده است. مسلماً قرارگاه مهم يكي از سركشان يا پناهگاه استوار يكي از پادشاهان مخلوع بوده است كه به اميد بازگشت وقت مساعد در آنجا بدور از آسيب خصم در امان ميداشته است. شخصيت مدفون در برج (كيا ابوالخوارس شهريار) از خاندان باونديان بوده كه در فاصله سقوط سلسله باونديان اول و به قدرت رسيدن مجدد خاندان آل باوند پس از اشغال ناحيه آمل به دست قابوس وشمگير به منطقه كوهستاني لاجيم پناه برده است. ازدیگر مناطق دیدنی روستای لاجیم جنگلهای سرسبز با درختان سوزنی برگ محدوده جاده ارتباطی لاجیم به تلمبه خانه مرزبان بطول km4 میباشد مناظر زیبای این قسمت ناخوادآگاه ذهن انسان را به منظر ه زیبای جنگلهای کانادا وسیبری بادرختان سوزنی برگ می برد . معرفي برج لاجیم برج لاجیم در
قسمت جنوبی روستا قرار گرفته است و در فضای باز و دیدنی سالانه مهمانان زیادی از کشورها، استانها و شهرهای مختلف دور خود جمع
می کند و یکی از مناطق سیاحتی زیارتی استان مازندران محسوب می شود و در بین مردم
منطقه و روستا به برج آرامگاهی هم مشهور است. یکی از یافته
های جدید که توسط نگارنده در سال 1376باتوجه به بررسیهای انجام شده بدست آمد این
است بعید نیست که این برج در زمانهای بسار دور به عنوان فانوس جنگلی به راهنمائی
مسافران می پرداخت چراکه درقسمت شرقی روستا وبرج ارتفاعاتی به نام اچو با قلعه
باستانی کیجا قلعه وجود دارد که ارتفاعات این نقطه هم به کنارهای دریای خزر
دیددارد وهم به برج لاجیم وبرج رسکت دودانگه مسلط می باشد اعتقادات مردم
این برج
دارای ارتفاع بیرونی 18 متر و ارتفاع مفید درونی 5/14 متر و قطر داخلی 5/5 متر و
قطر خارجی 5/8 متر می باشد . بعد از قسمت مخروطی شکل بالای برج سه نوع کتیبه قرار
گرفته که کتیبه اول طرحی از طاق نماهای کوچک به شکل کنگره می باشد و عرض آن 130
سانتی متر است و کتیبه دوم خط پهلوی ساسانی به عرض 50 سانتیمتر و کتیبه سوم خط
کوفی به عرض 70 سانتی متر می باشند. قسمت مخروطی بالای برج از نمای بیرون 6 متر می
باشد و دریچه ای در روی آن به طول و عرض 120×35 سانتی متر قرار دارد . در نمای خارجی مستطیلی به طول 40/4 سانتی متر به
مدخل اختصاص داده شده است که با طراحی انجام شده در مدخل طول و عرض درب آن به 130×
40/3 رسیده است. در زمان های
قدیم ارتفاع برج در نمای خارجی 40/16 سانتی متر بوده که مردم روستا برای مسطح کردن
حیاط آن در زاویه 30درجه ،160 سانتی متر از اطراف برج را خالی نموده اند و ارتفاع
به 18 متر رسیده است که ارتباط با داخل را توسط پلکانهایی میسر ساختند .قطر جداره
دیوار 5/1 متر می باشد که در ارتفاع بالا به 120 سانتی متر کاهش پیدا می کند و پی
برج از دایره های مدوری تشکیل شده که هر چند به سمت پایین می رود محیط دایره ها
بیشتر می شود . همچنین این برج دارای دریچه هایی کوچک در قسمت تحتانی می باشد که
عمل انتقال حرارت را انجام می دهد و ساختمان برج از آجرهای مکعب مربع شکل 23 سانتی
متری و ساروج ساخته شده است. سبك معماري نماي بيرون
اين برجها اغلب با آجر ، نماسازي و بدنه بنا به صورت مضرس (ترك ترك ) تزيين شده
است تا از يكنواختي بنا كاسته شود . معمولاً كتيبه اي آجر ي و يا آجر لعابدار به
صورت انواع خطوط كوفي در قسمت فوقاني بدنه بنا جايي كه به لبه گنبد مي رسد دور تا
دور بنا مشاهده مي شود كه مضمون آن پس از درج آياتي ازكلام اللّه مجيد ، به نام
متوفي و باني و تاريخ بنا دلالت دارد مانند برج مهماندوست در دامغان . از نمونه
هاي اين بناها برج رادكان نزديك گرگان ، برج لاجيم
و رسگت در سوادكوه مازندران است كه اين هر سه برج تقريبا ً همزمان
هستند. بطور كلي
هويت ويژه برجهاي آرامگاهي ، استوانه اي با سقف مخروطي است . يك دايره يا يك دايره
تغيير شكل يافته نقشه برجهاي اوليه در شمال ايران است . همانند امامزاده عبداله
لاجيم . بـرج رسكت ، دو برج دامغان ( چهل دختران و پير علمدار ) . و برج رادكـان عليرغم تـداوم برجهاي
آرامگاهي مدور در آذربايجان ، برجهاي آرامگاهي مدور بتدريج بعداز قرن پنجم كمياب
مي شوند براي شكستن يكنواختي سطح برجهاي آرامگاهي استوانه اي ، شيارها و يا طرحهاي
ستاره اي جايگزين مي شود . تغييرات مهمي
كه در اينگونه بناها با آن مواجهيم نوع پوشش است .عمده برجهاي آرامگاهي شمال ايران
كه نقشه آنها دايره و يا دايره تغيير شكل يافته ، ( مضرس يا چند وجهي ) ، است .
سقف هاي مخروطي و يا مشتق از مخروطي دارند در برجهاي رسگت و لاجيم و برجهاي دامغان
( پير علمدار و چهل دختران ) سقفها كم و
بيش مخروط پيازي بوده و يا هست در حاليكه در گنبد قابوس و رادكان كردكوي،
مخروط كامل است . مخروط هاي كامل به محض رواج كاشي آبي با اين پوشش ظاهر مي شوند .
حتي در گنبد قابوس رنگ اندكي مايل به سبز گنبد بصورت واضح با رنگ نخودي آجرهاي برج
متفاوت است . در مورد سبک
معماری این برج در کتاب معماری ایران بعد از اسلام چنین آمده است. سبک خاص
معماری و تزئینات بکار رفته در بدنه برج بی شک در عین سادگی از شاهکارهای معماری
جهان است. گنبد آن دو پوش می باشد . یعنی اینکه قسمت داخلی بنا از یک سقف مدور و
قسمت خارجی از یک گنبد مخروطی ساده و ظریف پوشیده شده است. در قسمت زیر
پایه گنبد به ترتیب توسط یک ردیف طاق نمای کوچک به شکل کنگره و دو کتیبه به خط
پهلوی ساسانی و کوفی مذین شده است که کتیبه کوفی آن خوانده شده که نام و القاب
بانی و تاریخ کتیبه را در اختیار ما می گذارد. کتیبه ها
تراشیده آجرهایی به رنگ قرمز بر زمینه گچ سفید می باشد و این خود نمایانگر علاقه
هنرمندان و معماران آن دوره به خط پهلوی ساسانی قبل از اسلام بوده است. قسمت ورودی
این برج از سمت شرق قرار دارد که سر آن با تزئینات مقرنس . نمای کوچک و ظریف آذین
شده است. طرح داخلی
برج مدور و دارای نمای بسیار ساده است و در تمامی بدنه برج آجر بکار رفته است. تاريخچه برج
لاجيم در مورد
تاریخچه برج در کتاب تاریخ مازندران چنین آمده است. «در مازندران
چهار گنبد پایدار است که قدمت آنها از دوره 400 هجری می باشد. برج هایی که آرامگاه
اسپهبدان است که روزی در این مناطق سلطنت می کردند ولی دست ستیزه کار روزگار آنان
را قلعه نشین کرد و کم کم از کار انداخت و
در شکم خاکشان نهاد. مردمانی که در اطراف بعضی از این گنبدها زندگی می کردند از بی
اطلاعی به آثار باستانی محل خود، علاقه نشان نمی دادند و دزدان بی سر و سامان نیز
در اندیشه یافتن گنج رایگان بنیاد این آثار را از پی در آورده یا زخمی کرده اند .
شک نیست که آثار باستانی مازندران بیش از این ها بوده که اکنون برجاست ولی بدست
حوادث روزگار یا بعضی مردم بی بندوبار ویران شده است.» (و از این
چهار برج به دو برج لاجیم و رسکت اشاره نموده که در فاصله های 24 و 48 کیلومتری
مرکز استان قرار گرفته اند و برج رادکان در دهکده رادکان و برج وهنه در دماوند نیز
از چهار برج می باشند.) تاریخچه برج
لاجیم را می توان به سال 413 هجری نسبت داد و این را می توان از کتیبه های نوشته
شده در بالای برج فهمید و آنچه را می توان از تاریخ فهمید این است که خاندان
باوندیان در این مکان زندگی می کردند. آل باوند از نژاد کیوس پسر شاپور که از سال
45 هجری قمری در طبرستان می کردند ، می باشد. امروزه از
دودمان باوندی در سوادکوه دیده می شود. اين برج در
عداد بناهاي دورۀ تسلط آل زيار بر طبرستان ( 316 تا 443 ) هجري است و به نام مقبرۀ
امامزاده عبداللّة شهرت دارد. برج لاجيم در داخل از يك سقف مدور و در خارج از يك
گنبد مخروطي ساده و ظريف پوشيده شده است 0 مدخل اين
بناي آجري در سمت شرق قرار دارد و پايۀ گنبد آن به وسيلۀ يك رديف طاقنما مزين
گرديده و در زير آن دو كتيبه به خط كوفي و پهلوي در روي هم قرار گرفته و به دور
برج پيچيده است اين دو كتيبه با آجرهاي تراشيده در زمينه اي از گچ سفيد نصب شده و
كتيبۀ كوفي نام كيا اسمعيل ابوالفوارس شهريار بن عباس ، صاحب بنا ، و تاريخ آن را
كه 413 هجري است مشخص مي كند 0 اهميت اين برج مانند برج رسكت بيشتر از لحاظ دارا
بودن كتيبۀ پهلوي در جوار كتيبۀ كوفي است كه نشان مي دهد در اين قسمت از ايران
همـانطوريكه به هنر قبل از اسـلام توجه داشته اند ، به خط دورۀ سـاسـاني نيز علاقمند
بوده اند 0 در فهرست
بناهاي تاريخي آمده است : برج لاجيم در
قريۀ لاجيم سواد كوه ثبت تاريخي 185 ، اين برج آجري مدور كه به نام مقبرۀ امامزاده
عبداللّه شهرت دارد، داراي گنبد مخروطي شكل است كه در نهايت ظرافت و سـادگي ساخته
شـده است 0 در روي بـدنـۀ اين برج ، دو كتيبۀ آجري به خط پهلوي و كوفي نصب شده0 تاريخ كتيبۀ
كوفي آن سال 413 هجري است 0 خط كتيبۀ كوفي آن كه در نهايت سادگي باقي مانده است ،
مي رساند كه اين برج مدفن كيا اسمعيل ابوالفوارس شهريار بن عباس مي باشد 0 اهميت
اين دو برج ( لاجيم و رسكت ) بيشتر از لحاظ دارا بودن دو كتيبۀ پهلوي ساساني و
كوفي است 0 بدين ترتيب بناي برج يا مقبرۀ لاجيم در عداد ابنيۀ دوران آل زيار ( 316
تا 470 هـ 0 ق ) محسوب مي شود. مرحوم شهاب طاهري درگنجينه هاي تاريخي مازندران دربارۀ برج
تاريخي لاجيم چنين مينويسد : بنائي
استوانه شكل است كه از داخل گنبد مدوري بر آن زده اند و ازخارج بامي مخروطي بر اين
گنبد مدور ساخته اند 0 اين برج كه آز آجر منقش ساخته شده ، محيط قاعدۀ آن 2680
سانتيمتر و قطر فضاي داخل آن 547 سانتيمتر است 0 دري شرقي به پهناي 112 سانتيمتر دارد0 قسمت بالاي برج را با ناوهاي كوچك زينت داده
اند و زير آنها دو كتيبه است كه خطوط آنها از آجر تراش خوش رنگ است متن كتيبه ها
سفيد و گچ كاري است 0 خط كتيبۀ پهلوي را تاكنون نخوانده اند 0 كتيبۀ كوفي كامل و
دست نخورده است 0 جز در طرف غرب كه از
سايش شاخ و برگ درختان فرسوده شده است 0 در اين كتيبه نام الـقـاب مـدفون در اين
مرقد ، درست خوانده مي شود 0 فقط اسم شخصي كه به دستور او اين بنا ساخته شده است ،
روشن نيست 0 ولي از روي حدس و به قرينۀ اجزائي كه از كلمات باقي است ، اين اسم با
تاريخ بنا هم معلوم مي شود 0 اصل كتيبۀ كوفي به ترتيب زير است : بسم الله
الرحمن الرحيم هذا قبر القيم الكيا الجليل ابوالفوارس شهريار بن العباس بن شهريار
مولي امير المؤمنين رحمه اللّه امر ببنائه ...في سنه ثلاث عشر و اربعمائه ـ عمل
الحسن بن علي 0 بنا بر اين كتيبه ، گنبد لاجيم درست همزمان گنبد رادكان
غربي است 0 و متعلق به دوره ايست كه فاصلۀ سقوط نخستين سلسلۀ باوندي و ظهور دومين
سلسلۀ اين خاندان است 0 د ر اين دورۀ فترت كه قريب هفتاد سال دوام يافت (397 تا
446 ) تمام ناحيۀ سهل مازندران ، در دست آل زيار بود0 ولي اين طايفه بر كوهستان
دستي نداشته اند 0 بقاياي دودمان باوندي در آنجا مأمن گزيده و منتظر فرصت بودند كه
ملك خود را به دست آورند . بنابر روايت اين اسفنديار ، در عهـد الـب ارسـلان ( 455 تا
466 ) سپهبد قارن بن سرخاب تا اندازه اي موفق شد كه بر مازندران مستولي گردد و
قدرت خاندان وشمگير رو به زوال نهاد0 محل اقامت حكام بـاوندي ، در كوهستان جنوب
سـاري ـ يعني پايتخت سـابق ايشان ـ واقع بوده است معلوم نيست اين ابو الفوارس
شهريار ، در ميان بزرگـان دوران باوندي چه رتبه و مرتبه اي داشته بـا شهريـار بن
دارا كه به دست وشمگير كشته شـد و سرخاب بن شهريار و قـارن بن سرخاب وحسام الدوله
شهريار اين قارن سر سلسلۀ شعبۀ دوم باونديه چه نسبتي داشته است ؟ خاطرات آندره گدار باستان شناس فرانسوي از روستاي لاجيم آندره گدار در سال 1933 ميلادي به ايران آمده و درباره ابنيه باستاني كشورایران مطالبي تهيه و در هشت جلد منتشر كرد و از آن
جمله در جلد اول كتاب خود ضمن انتشار عكس گنبد لاجيم و رسگت تحقيقات خود را در چند
صفحه بدين شرح منتشر كرد : در پائيز سا ل 1931 دو زمين شناس سويسي ، آقايان ارني و با
گسدورف كه از سفر مطالعاتي در كوهستانهاي مازندران بازگشته بودند عكسها و
كروكيهائي راكه از بنايي مشهور به امامزاده عبداللّه تهيه كرده بودند در اختيار من
گذاشتند 0 اين بنا در تزديكي قريه اي به نام لاجيم قرار دارد 0 عكسها و كروكيهاي
ياد شده نشان ميداد كه اين بناي ناشناخته برج مقبره اي است نظير برج رادكان غربي
كه ظاهرا ً به همان تاريخ تعلق دارد 0 قسمت فوقاني برج مزين به دو كتيبۀ مدور و مطبق اسـت كه يكي بخّط كـوفي و
ديگري بخّط پهلوي است 0 اين عكسها فقط بخشي از متن كتيبه ها را نشان مي دادند از
اين رو برآن شدم كه به محل بروم و آنها را كامل كنم 0 در ماه مه سال 1933 بعد از
دو كوشش ناموفق به تحقّق اين مهم نايل آمدم و توانستم به لاجيم برسم و عكسها و
طرحهاي ضميمه اين سطور را تهيه كنم 0 لاجيم در سواد كوه
و شرق جاده ۀ فيروز كوه به شاهي ( امروزه قائم شهر و در گذشته علي آباد ) قرار
دارد0 از زير آب به لاجيم كه در شمال شرقي آن است براي پياده تقريبا ً شش ساعت راه
است 0 محلي است بسيار جذاب ، به نظر مي رسد كه بايد مرتبا ً صعود كرد 0 از گردنه
اي مرتفع مي گذريم و كمي بعد ناگهان در زير پاي خود ، در اقيانوسي از سبزي و خرّمي
با نوعي شبه جزيره روبرو مي شويم ْلخت و صعب العبور كه از سه طرف برسه آبراهه مشرف
است 0 بر قلّۀ اين محل برجي زيبـا و تنها ، در كنـار دسته اي از درختان به
پاسـداري ايستاده است 0 اين برج يـادآور چه واقعۀ تاريخي است ؟ چه چيزي پيش رو
داريم ؟ در حقيقت اين شبه جـزيـره با پرتگاه هاي عميق خود قلعۀ مستحكمي مي نمايد و
پس از معاينۀ محل معلوم مي شود كه در واقع چنين بوده اسـت 0 هنوز چند خانواده در آ
ن جـا سكـونت دارند ولي نـام محل يعني لاجيم كه يادآور هيچ خاطره اي نيست چيزي به
اطلاعات ما نمي افزايد 0 ميزبان ما ا فلاطون ناميده مي شود 0 او يك هيزم شكن است ، مردي است خشن كه داستانهايي جـذاب و عجيب
مي گويد و بطـوريكه خودم ديدم با خونسردي و تنها با يك تبر به شكار پلنگ مي پردازد
0 او از قلعه اي كه در آن زندگي مي كند هيچ نمي داند ، حتي نمي داند كه آنجا يك
قلعـه بوده است 0 به عقيـدۀ او برج ، مقبرۀ امـامزاده عبداللّـه است كه خدا مي
داند در چه زماني مي زيسته ، به هر حال آنچه مسلّم است اين است كه او مرد مقدّسي بوده
چرا كه پدر بزرگش چنين حكايت كرده است 0 روزي گبرها قصد خراب كردن بنا را كردند و
از پايين بنا جايي كه هنوز آثار مرمت آن ديده مي شود ـ شروع به تخريب كردند 0
نزديك ظهر براي استراحت به زير يكي از درختان مجاور رفتند ولي زمين دهان باز كرد و
آنها را بلعيد ! و بيش از اين چيزي نمي دانست 0 با اين همه چند سال پيش كه سقف
بناي امامزاده احتياج به تعميرات پيدا كرده بود ، ساكنين محل آجرهاي مورد نياز را
از محلي كه افلاطون به من نشان داد به دست آوردند 0 در آنجـا ، در لبۀ پرتگـاه
خنـدقـي بود با ديواره هاي كاملا ً عمودي كه حاكي از محل وجود يك ديوار قطور بود 0
اين ديوار كه از آن براي تعمير بنا هر چه لازم بوده برداشته اند به برج بسيار بزرگ
مدوّري متّصل مي شده كه با توجه به عظمت تپه اي كه برآن قرار گرفته بي شك ساختمان
اصلي قلعه بوده است 0 افلاطون به ما گفت كه اين يك ديوار قديمي است از روي پشته
خاكي كه بقاياي ديوار را پوشانده معلوم بود كه ديوار تا وراي تپه ادامه داشته و
شبه جزيره را دور مي زده است 0 در داخل اين محوطه ، جا تلهايي از خاك وجود داشته
كه ثابت مي كرد قلعه در حقيقت شهري بوده با برج و با روي مستحكم 0 اگر اشتباه نكنيم
اين شهر در قلب جنگل و بدور از راهها و اجتماعات شهري پناهگاه يك ياغي و يا جايگاه
امن اميري مخلوع بوده كه در انتظار فرصت مناسب به سر مي برده است 0 برج كه احتمالاً مدفن اين ياغي يا امير است عمارتي است
مدوّر كه از داخل سقفي گنبدي و از خارج بامي بشكل مخروط دارد ، يعني بگونۀ معمـاري
بسيار رايج كه در صفحات شمالي ايران مدتهاي مديد معمول بوده است . برج با آجرهاي
تراشيده ساخته شده 0 محيط آن در پايۀ 80/26 متر و قطر شبستان داخلي 47/5 متر است .
از دري به پهناي 12/1 متر كه در سمت شرق قرار گرفته مي توان داخل بنا شد 0 قسمت
فوقاني بنا با صفي از طاقكهاي كوچك بشكل كنگره آذين شده است ، در زير اين طاقكها
دو كتيبه اي كه اشاره شد قرار گرفته اند 0 كتيبه ها با آجر تراشيده و برنگ قرمز بر
زمينۀ گچ سفيد خود نمايي مي كنند0 مفاد كتيبه اي كه بخط پهلوي نوشته شده هنوز كشف نشده است 0
كتيبۀ كوفي كه بجز قسمت غربي آن ـ كه سايش درختان مجاوربه بخشي از آن صدمه زده ـ
بقيّه كاملاً سالم مانده و بخوبي مي توان خواند ، نام و القاب كسي را كه مقبره
براي او ساخته شده در اختيار ما مي گذارد 0 ما نتوانستيم نام
شخصيتي را كه « امر به بناي » اين برج كرده بخوانيم 0 تاريخ و نام سازنده بنا به
كمك آنچه باقي مانده است تقريبا ً بطور مسلّم باز سازي شد : بسم الله الرحمن
الرحيم هذا قبر القيم الكيا الجليل ابي الفوارس شهريار بن العباس بن شهريار مولي
اميرالمومنين رحمه اللّه امر ببنائه ... في سنه ثلاث عشره و اربعمائه عمل الحسن بن
علي 0 بنابر اين
برج لاجيم دقيقـاً همزمان با برج رادكـان غربي مي باشد كه ساختمان آن در 407 هجري
( 1016 ـ 1017 م ) آغـاز و در 411 ( 1020 ـ 1021 م ) به پايان رسيده است 0 اين بنا
نيز به دوره اي تعلق دارد كه در حد فاصل ميان سقوط اولين سلسله و ظهور دوميّن
سلسلۀ سلاطين باوندي قرار دارد0 طي اين دوره كه حدود هفتاد سال به طول انجاميد (
از 397 تا 466 هجري = 1006 ت 7 تا 1073 ـ 4 ميلادي ) قابوس بن وشمگير و جانشينانش
( از دودمان آل زيار بر اين خطه حكم مي راندند ولي آنها فقط بر دشت حاكم بودند و
با ونديها در كوهستان پناه گرفته و در صدد باز گشت به قدرت بودند بنا به گفته اين
اسفنديار در دوران حكومت آلب ارسلان ( 455 ـ 465 هجري ) اسپهبد قارن بن سرخاب تا
اندازه اي توانست اقتدار خود را بر آنجا مسلّط كند ، در حالي كه تسلّط خاندان
وشمگير بي وقفه رو به ضعف مي رفت با
ونديها دقيقاً در اين منطقه پرفراز و نشيب كه در جنوب ساري ، پايتخت قديمي آنها ،
قرارداد اقامت گزيده بودند 0 آرامگاه يكي از آنان يعني اسپهبد ابو جعفر محمد بن
وندرين باوند در رادكان و در همين منطقه
قراردارد و اكنون نيز موفق به كشف آرامگاه يكي ديگر از آنان آرامگاه كيا
ابوالفوارس شهريار در لاجيم شديم و در صفحات آينده از آرامگاه رسگت نيز سخن خواهيم
گفت 0 ولي ما از لحاظ سلسله نسب اصلي ( شهريار بن دارا ، مقتول به
دست قابوس بن وشمگير ، سرخاب بن شهريار ، قارن بن سرخاب ، حسام الدوله شهريار بن
قارن اوّلين سلطان از سلسله دوّم باوندي ) نمي دانيم اين ابوالفوارس شهريار چه
نسبتي با پادشاهان اين سلسله دارد و نيز نمي
دانيم اسپهبد ابوجعفر محمد كه در رادكان مدفون است چه كسي است 0
پلان
برج لاجيم : ترسيم از آندره گدار 1933 ادامه خاطرا ت آندره گدار از بازدید برج لاجیم در مدتي كه
در لاجيم بودم و دوستم آقاي افلاطون به من اطلاع داد : « برجي بلندتر و زيباتر از
امام زاده عبداللّه با قاصله دو فرسنگ ونيم از آن جا و در محلۀ دودانگه و در
نزديكي دهي به نام رسگت وجود دارد » من به آنجا رفتم 0 جادّه كه ابتدا از ميان
جنگل مي گذرد ، از اواسط راه به منطقه اي مي رسد كه درخت كمتري دارد و به نسبه
هموارتر است 0 اين جا ، در شيب تپه ها ، مراتع و قراء سبز و خرم فراواني آرميده
است 0 پس از خروج از درّه اي طولاني كه به درّه ّاي وسيعتـر مي پيوندد كه سـاري در
پايين آن قرار گرفته ، از طريق پرتگاهي باشيب تند به رسکت مي رسيم . برج ياد شده
در پايين اين پرتگاه قرار دارد .اين برج نيز از آجر ساخته شده ، مدوّر است با سقفي
مخروطي كه قطر قسمت داخل آن 57/4 متر است 0 لبۀ برج با رديف مضاعفي از مقرنسهاي
آجري مزيّن به نقوش گچبري آذين شده است 0 در پايين اين مقرنسها كتيبه اي با شكوه
بخطّ كوفي به كمك گچبري نقش شده است 0دوسّوم اين كتيبه از ميـان رفته است 0 حروف
كتيبه برنگ سفيد بر زمينه اي به رنگ آبي جلوه گري مي كند 0 مفاد كتيبه چنين است: « بسم الله
الرحمن الرحيم0 قل هو اللّه احد اللّه الصمد لم يلد ولم يولد ولم يكن له كفواً
احد0 (سورۀ112) بسم اللّه الرحمن الرحيم كلّ نفسِ ذائقه الموت ...(سوره 21 ،آيۀ 36
[ كذا في اصل ]0 بالاي در
كتيبۀ ديگري كه آن هم از گچ ساخته شده و بسيار آسيب ديده به چشم مي خورد 0 اين
كتيبه شامل چهار سطر است كه سه سطر اوّل و نصف از سطر چهارم بخطّ كوفي ريحان مشابه
خط كتيبۀ فوقاني است و نيم ديگر از سطر چهارم بخط پهلوي است 0 متني كه بخط
كوفي نوشته شده توسط خطي عمودي به دو بخش تقسيم شده كه يكي آيات قرآني و ديگري
مطالب تاريخي است 0 خط عمودي ديگري نوشته هاي كوفي را از متن پهلوي جدا ساخته است
0 مفادّ اوّلين بخش از كتيبه كه بخطّ كوفي
احتمالاً چنين است : لا اله إلاّ
اللّه مخلصاً محمّد رسول اللّه صادقا ً اين جملات
نشانه ايمان به اسلام است كه به آن كلمات مخلصا ً و صادقاً اضافه شده است 0 گر چه اين دو
كلمه در نوشته ها كاملا ً غير معمول است ولي هنوز در ايران به هنگام بيان شفـاهي
شهادتين به منظور تحكيم و تاييد بيشتر به كار مي رود 0 معناي كلمۀ اوّل « با خلوص
قلب » و معناي كلمۀ دوّم «با صداقت قلبي » است 0 مفـاد بخش
تـاريخي با اين كلمات آغـاز مي شود : هـذه
الـقبّه ... و بجز اين چنـد كلمه چيزي بر
جـاي نمـانـده كه بتوان خوانـد 0 به ما گفتند كه كلمـات بعـدي لهـرمـزد يـار ...
اسـت ، ولي قابل قبول نيست كه نام كسي كه اين برج براي مزار او ساخته شده بدون ذكر
القاب و عناوين و بلافاصله پس از كلمۀ قبه آورده شود 0 علاوه بر اين اشكالات ديگري
نيز وجود دارد0 در خصوص تاريخ احداث بنا ، به نظر مي رسد كه در انتهاي متن كوفي
آخر ين حروف كلمه مائه به معناي صدها خوانده مي شود ولي چيز ديگري از تاريخ باقي
نمانده . با اين همه اگر در مورد نام ماه كه خيلي صدمه ديده ولي ظاهراً شوال
خوانده مي شود يقين حاصل كنيم با توجه به فاصله كمي كه ميان كلمه شوال و مائه باقي
مي ماند مي توان گفت كه تاريخ سال دقيقاً اربعمائه (400) است 0 در واقع از نظر شكل
معماري بنا ، اين تاريخ نمي تواند 300 يا 500 با شد0 مي توان گفت
برج رسکت ، با توجه به نوع معماري و اين كه با برجهاي رادكان غربي و لاجيم در يك
منطقه واقع شده ، با آنها هم عصرست و به همراه آنها تشكيل گروه بناهاي غير قابل
تفكيكي را مي دهد كه گرچه اسلامي هستند ولي با كتيبه هايي بزبان پهلوي آذين شده
اند اين برج بدون شك نظير آن دو ديگر ، آرامگاه يكي از اميران خاندان باوند مي
باشد، اميراني كه توسط قابوس بن وشيمگير به كوهستانها رانده شده بودند و ميان
سالهاي 397 و 466 هجري در اين منطقه مي زيسته اند. پوشش گنبد
لاجيم : در ميان
انواع پوششهاي بيروني گنبدها(خود) نوعي از پوشش خود اجرا شده كه تركيبي ازشكم گنبد
نار وتيزه گنبد رك است يعني گنبد رك را روي گنبد نار سوار كرده اند از اين نوع
گنبدها در شمال و شمال غرب ايران زياد ديده مي شود در شرق ايران نيز نمونه هايي
ديده مي شود اكثر اين گنبدها تا ارتفاع معين شبدري است ولي ادامه آن تا تيزه به
جاي خط منحني خط راست است. گنبد رسكت و گنبد لاجيم در مازندران ،
گنبد چهل دختران در دامغان كه بسيار دست نخورده باقي مانده 0 گنبد
پير تاكستان كه قسمت بالايش را در تعمير مجدد غلط بازسازي كرده اند از
نمونه هاي اين نوع گنبدند 0
مرمّت هاي
انجام شده دربرج لاجيم از سال 1353 تاكنون به سبب واقع
شدن اين بناي تاريخي در جنگلهاي سواد كوه مازندران و دور از دسترس بودن محتاج توجه
مخصوص بود و گزارشهاي ادارۀ فرهنگ مازندران و علاقمندان ديگر خرابي آن بنا و لزوم
تعمير فوري آن را تاييد و تاكيد مي كرد0 انجمن آثار
ملي در سال 1337 هـ 0 ش مبلغي براي تعمير آن بنا منظور نمود معمار
ادارۀ كل باستان شناسي چند بار براي بازديد و ترتيب تعمير آن به محل رفت ، اما به
علت خرابي راه و عدم مساعدت هوا و وضع جنگل ، رسيدن به آن محل ممكن نبود 0 سرانجام
با مساعدت اولياي كارخانۀ « تراورس سازي شيرگاه » موفق به بازديد آن گرديد
و چون لازم بود آجر و مصالح ديگر بنا همه از تهـران فرستـاده شود ، مقدمـات امر
فراهم شد و اولين تعميرات بنا در سال 1338 هـ 0 ش آغاز گرديد0 و درادامه مرمت هاي
زيادي روي آن صورت گرفت و تا بعد از مرمتي كه در سال1382 انجام
شد تا حدود زيادي از آسيبهاي برج برطرف شد كه مهمترين آن تركهاي گنبدبود.درحال
حاظر نيز مقداري از تزيينات آسيب ديده وكتيبه ها نيز استحكام خود را از دست داده
اند به خصوص كتيبه پهلوي كه ملات آن بسيار سست شده و گيرايي خود را از دست داده
است. قسمتهاي محدودي نياز به بندكشي دارند وتركهاي ريزي نيز در بعضي قسمتها ديده
مي شود. رويه بتني كانال ناكش دور برج نيز در بعضي قسمتها نياز به تعمير دارند. خط وزبان پهلوي در روزگار ساساني، مذاهب
زردشتي، مانوي، مزدكي، مسيحي و يهودي همچنان رواج داشت و پيروان اين مذاهب در گوشه
وكنار شاهنشاهي ساساني به انجام مراسم و آئين ديني و مذهبي خود مي پرداختند. با
شكست دولت ساساني به تاريخ 632 ميلادي و تضعيف قدرتهاي حكمرانان و عمال ايالات و
ولايات ايراني در جهت نگاهباني از سرزمين كهنسال اجدادي خود، شهرهاي ايران يكي بعد
از ديگري بتصرف و تسلط سپاه اسلام درآمد و دورة جديدي در تاريخ اين سرزمين آغاز
شد. اگر چه فتح اعراب در جنگ نهاوند (فتح الفتوح) در 21 هجري به سرداري نعمان
وفيروزان، آخرين جنگ ايرانيان با اعراب محسوب نمي شود با وجود اين ايرانيان وطن
پرست و فرهنگ دوست در طول اين همه محاربات خانمانسوز دليرانه و شجاعانه جهت حفظ
وصيانت آثار اجدادي و نگاهباني از سرزمين باستاني خويش كوشيدند و بالاخص مردم
طبرستان وديلمان، گيلان و دماوند و قسمتي از نواحي ماوراء النهر تا دورة خلافت بني
العباس استقلال سياسي و ملي خود را همچنان حراست كردند و فتح اعراب را بكلي در سطح
مملكت تا اواسط خلافت بني اميه به تأخير انداختند و حتي حملات اعراب باين سرزمين
نتوانست بيكباره دين اسلام را جانشين اديان سابق نمايد . درگير و دار جنگهاي اعراب
و ايران چه بسيار كتابهائي كه حاصل تلاشهاي علمي و فرهنگي دانشمندان ايراني بود از
ميان رفت در اين ميان براي مبارزه با تسلط كامل عرب، توسط عده اي از ايرانيان پيرو
اديان ديگر بالاخص موبدان زرتشتي روايات و احاديث كهن و كتب ديني و تاريخي بزبان و
خط اوستائي و پهلوي محفوظ ماند و آنان در حفظ و نگاهباني تمدن ايران قديم و
نگاهداري افتخارات آباء و اجدادي خود كوشيدند. بسياري از علماي مذهبي زردشتي در اين
ايام و حتي در طي قرنهاي دوم وسوم هجري بتأليف وتصنيف و تدوين و تفسير كتب ديني و
شرح اوستا مشغول بودند. آثار فراواني كه از اين دوره باقي مانده است بحق از طريق
مجاهدتها و كوششهاي ممتد اين گروه وطن پرست بوده است كه بدست ما رسيده است و با
اينكه خط عربي جانشين خط پهلوي گرديد خوشبختانه مي بينيم تا قرن چهارم و پنجم
بسياري از ايرانيان بخط و بزبان پهلوي آشنائي داشتند و حتي بسياري از مترجمان بعضي
از آثار پهلوي به فارسي ‹‹همين دوره›› رسائل و كتبي از پهلوي مانند اياتكارز
ايران، كارنامة اردشير بابكان و داستان بهرام گور – پند نامة بزرگمهر – سنگان و گزارش شترنگ و
نظاير اين ها را بپارسي ترجمه كردند. با وجود حملة اعراب باين سرزمين و دگرگون شدن
خط پهلوي، تا قرن پنجم هجري آثاري ديده ميشود كه خط پهلوي در آن آثار بجاي مانده
است و اين خود دلايل بارزيست برحفظ و نگاهباني اين خط تا قرنها بعد كه مي توان
منجمله برج معروف لاجيم زيراب مازندران را نام برد كه مربوط به قرن
پنجم هجريست، يك خط اين برج تاريخي به خط پهلوي و خط ديگر آن به عربي (كوفي) است.خط پهلوي كه قسمت عمده
ادبيات پارسي ميانه بدان نوشته شده داراي اصل آرامي (يكي از خطوط سامي) بوده است
.اين خط 22 حرف (هجا) داشته و به مانند اوستايي از راست به چپ نوشته مي شده است برج لاجيم محل آرمگاه كيا
ابوالفوارس شهريار بن عباس بن شهريار مي باشد تاريخ بناي اين برج 413 هجري است.
گذشته از برج معروف لاجيم برجهاي ديگري نظير برج معروف رسگت ورادكان بهمين دو خط
نوشته شده است و با وجود دگرگوني خط پهلوي شعراي ايراني بعلت آشنائي به خط و زبان
پهلوي بعضي از آثار دورة پارتي وساساني ر ا بفارسي برگداندند مثل كتاب مثنوي ويس و
رامين فخر الدين اسعد گرگاني كه اين شاعر كتابي عاشقانه از عصر اشكاني را از متن
پهلوي به شعر فارس دري ترجمه كرده است، تسلط سراينده و ناظم اين اثر پرارزش ادبي
را بزبان پهلوي با بررسي واژه هاي پهلوي در اين اثر بخوبي نشان مي دهد و حتي در
قرن هفتم مشاهده مي كنيم يكي از شعراي بنام يعين زرتشت بهرام پژدو، كتاب اردواير
افنامه را از پهلوي به فارسي بنظم در آورده است. كتيبه پهلوي – كوفي برج لاجيم نگـارش متون
چند زبـانه در ايران سابقه اي بس ديرينه دارد و در اين ميـان ، متون چند زبانه اي
كه يكي از تحريرهاي آنها پهلوي ( فارسي ميانه ) است كم نيستند 0 كتيبه هاي به جا
مانده از نخستين شاهنشاهان ساساني غالباً سه زبانه يا دو زبانه اند و ، علاوه بر
متن اصلي به زبان پهلوي ترجمۀ پارتي ( پهلوي اشكاني ) و يوناني يا فقط ترجمۀ پارتي
نيز دارند0 وانگهي ، پس از آنكه سپاهيان خسرو پرويز ، در سال 619 ميلادي ، مصر را
به تصرف خويش در آوردند ، آنچه در آن سرزمين به پهلوي بر پايپروس نوشته مي شد ،
گاه ترجمۀ قبطي يا يوناني نيز داشت 0 حتي پس از ورود اسلام به ايران ( در سال
31ق/651م ) ، تا قرنها نگارش به زبان پهلوي كماكان رواج داشت 0 متوني هم كه در
دوران اسلامي به پهلوي نوشته مي شدند گاه چند زبانه بودند 0 تا آنجا كه ميدانيم ، در يك مورد ، متن پهلوي در كنار متن
چيني و در يك مورد در كنار عبارتي كوتاه به تركي كهن است 0 در مواردي نيز زبان
عربي در كنار زبان پهلوي به كار مي رفت 0 تنها كتيبۀ سه زبانه از اين نوع تا كنون شناسايي شده لوحه اي مسين است كه كتيبه اي كوتاه به پهلوي عربي و
فارسي يهودي دارد0 چند وزنۀ كتيبه دار نيز با نوشته هايي به دو زبان پهلوي و عربي
يافت شده است 0 از ميان پرتعدادترين انواع كتيبه هاي بازماندۀ پهلوي مي توان به
مزار نوشته ها اشاره كرد0 اين كتيبه ها بر سنگ مزارها سرپوشهاي سنگي استودانها يا
در كنار دخمه ها نوشته شده اند و خط به كار رفته در همۀ آنها گونه هايي از خط
تحريري پهلوي است0 در سـده هاي
نخستين هجري نيزگـاه بر مقبرۀ حاكمان طبرستان كتيبه هايي به پهلوي نوشته مي شد كه ترجمۀ عربي ( به خط كوفي ) نيز داشت 0
سه مقبره از اين نوع وجود دارد كه عبارت اند از : 1 ـ برج رادكان در ناحيۀ كردكوي ، در شرق استرآباد ، كه
متعلق به زمان سپهبد ابوجعفر محمد بن وندرين باوند است 0 به گزارش كتيبۀ پهلوي ،
كه در ضلع شمالي برج است ، ساخت برج در زمان در سـده هاي نخستين هجري نيزگـاه بر
مقبرۀ حاكمان طبرستان كتيبه هايي به پهلوي نوشته شد كه ترجمۀ
عربي ( به خط كوفي ) نيز داشت 0 سه مقبره از اين نوع وجود دارد كه عبارت اند از : 1ـ برج رادكان در ناحيۀ كردكوي : در
شرق استرآباد ، كه متعلق به زمان سپهبد ابوجعفر محمد بن وندرين باوند است0 به
گزارش كتيبۀ پهلوي ، كه در ضلع شمالي برج است ، ساخت برج در زمان حيات سپهبد در
سال 383 يزدگردي ( = 407 ق ) آغاز و در سال 387يزدگردي ( = 411ق ) پايان يافته است
0 2 ـ برج رسگت
در نزديكي روستاي رسگت در ساري : اين برج داراي دو كتيبه است 0 يكي فقط به عربي
بر پيرامون برج و ديگري بر سر در برج به دو زبان عربي ( در چهار سطر) و پهلوي ،
كتيبۀ پهلوي فقط نيمي از سطر چهارم و ناخواناست .
- برج لاجيم ، كه كتيبۀ دو زبانۀ آن موضوع اين تحقیق است : در كسليان سوادكوه ، در شرق جادۀ فيروز كوه به قائمشهر و در
نزديكي روستايي به نام لاجيم ، برجي استوانه اي با بامي مخروطي شكل از جنس آجر
بر آرامگاه شاهزاده اي طبرستـاني از آل
باوند قرار گرفته كه پيرامون بخش فوقـاني آن ، در زير طـاقكهايي كنگره اي شكل ، دو
كتيبه با آجري به رنگ سرخ بر زمينه اي از گچ سفيد نقش گرديده است : در بالا كتيبه
اي به زبان پهلوي ( به خط تحريري پهلوي ) و در زير آن كتيبه اي به عربي ( به خط
كوفي ) 0 محيط پايۀ برج 80/26 متر و پهناي در ورودي آن كه در سمت شرق برج واقع
شده 12/1 متر است 0 اين بنا ، كه به برج لاجيم معروف است ، در 18 تير 1311 شمسي در فهرست آثار تاريخي ايران به ثبت
رسيده است 0 آندره گودار ، باستان
شناس فرانسوي ، نخستين كسي بود كه در سال 1933 ميلادي عكسهايي از برج لاجيم و
رونوشتي از كتيبه هاي آن فراهم آورد 0 گودار موفق به خواندن كتيبۀ پهلوي نشد، اما
كتيبۀ كوفي را چنين خواند: بسم اللّه الرحمن الرحيم هذا قبر القّيم الكيا الجليل ابي
الفوارس شهرياربن العباس بن شهريار مولي امير المومنين رحمه اللّه امر ببنائه ....
في سنه ثلاث عشره و اربعمائه عمل الحسن بن علي . چنـانكه
مشـاهده مي شود ، گودار نـام سازندۀ برج را « الحسن » خوانـده ، امـا در
ترجمۀ فرانسوي آن را Husain ترجمه
كرده است ! (p.115 ) 0 نيز در ترجمه فارسي مقالۀ گودار ، عبارت عربي « رحمه اللّه » به
اشتباه « رحمه اللّه » نوشته شده است.
پس از گودار ، ارنست هرتسفلد ، باستان شناس
آلماني ، قرائتهاي ديگري از كتيبۀ كوفي و پيشنهاد هايي براي قرائت برخي از واژه
هاي كتيبۀ پهلوي ارائه كرد0 قرائتهاي پيشنهادي او چنين بود: بسمله
... هذا قبرالقبّه الكيا الجليل ابي
الفوارس شهريار بن العباس بن شهريارمولي امير المومنين رحمه اللّه امر ببنائه
السيّد الكريم ؟ محمد؟ بن الحسن؟... في سنه ثلث عشر و اربع مائه عمل الحسين ؟ بن ؟
علي ؟. بسمله ... هذا قبر القبّه الكيا الجليل ابي الفوارس شهريار
بن العباس بن شهريارمولي امير المومنين رحمه اللّه امر ببنائه السّتّه الكريمه
چهرازاذ بنت سليا خور في سنه ثلث عشر و اربع مائه عمل الحسين ؟ بن علي ؟؟
حرف نوشت : ZNE gwmbd MLKA tw nmnd strd l Y bb s Y strd l mwly mylwmwmnyn plmwt krtn dwht Y l t Y syspwhl chlz t m tl y OLE
SNT tylyst hst nwh twr BYRH spndrmt YWM. آوانوشت : En gumbad sah tuwanmand Sahryar I Abbas I. Sahryar mowlI amIt -o- mominin . framud kardan duxt I rad I
Sispuhr Cihrzade, madar I oy . sal
tirest hastad noh, Adur mah, Spandarmad roz.
اين گنبد شاه توانمند شهريار بن عباس بن شهريار
مولي امير المومنين ( است ) . فرمود كردن ( = ساختن ) دخت راد ( = بخشندۀ) سيسپور ، چهرزاد مادر او . سال سيصدو
هشتاد و نه ، ماه آذر، روز سپنـدار مد . چنـانكه
مشـاهده مي شود ، تـاريخ كتيبه روز سپنـدار مد ( = پنجم ) ماه آذر سال 389 يزدگردي
( = 413 ق ) است . دربارۀ اين
قرائت ذكر چند نكته ضروري مي نمايد : 1 ـ كتيبه هاي سنگ مزارهاي پهلوي
غـالبـا ً با عبارتهايي چون en
aspanur ) اين آرامگاه )en astodan ( اين استودان ، اين استخوان دان ) ،
en daxmag ( اين دخمه ، اين قبر ) از آن فلان كس است » آغاز مي شوند ، اما از
آنجا كه در دورۀ اسلامي ساخت گنبـد بر مقبـره هـا رايج شـده بود ، در اين كتيبـه ،
مـانند كتيبـۀ برج رادكان از عبارتen
gumbad ( اين گنبد ) استفاده شده
است 0 بنابراين ، معادل آن در كتيبۀ كوفي بايد ، مطابق نظر هرتسفلد ،
القّبه باشد و نه القّيم ، چنانكه گودار پيشنهاد كرده است 0 2 ـ كاربرد پسوند mand – به جاي omand – در واژۀ tuwanmand
(
به جاي tuwanomand ) به دليل متاخر بودن اين متن است 0 3 ـ برخي از واژه هـاي به كـار رفته در متن پهلوي اين كتيبه
امـلاي متـاخر واژه ها را مي نمايانند كه با املاي آنها در متون پهلوي زرتشتي
اندكي متفاوت است ، مانندgwmbd به جايgwmbt ( ) tw, nmnd ، به جايtwb,
n, wmnd ( ) ، strd , I به جاي str d, I ( ) plmwt ، به جاي plmwt ( ) ، krtn به جاي krtn ( ) ، I t به جاي I t ( ) ، chlz t ، به جايcyhlz t ( ) ، SNT به جاي SNT ( ). 4 ـ عبارتmowli
amir - o-mominin ( مولي امير المومنين ) در
كتيبۀ برج رادكان نيز به كار رفته است 0 از آنجا كه مصوت مركب / aw / در پهلوي وجود ندارد ، واژۀ عربي « مولي » به
قياس با mowbed « موبد »
وmowmard « مغ مرد ، مغ » به صورت mowli آوانويسي شده است 0 تـذكر اين نكته لازم است كه
معادل پهلوي « امير المومنين » در سده هاي نخستين هجري amir I wurroyisnigan ( امير گروندگان ) بوده است0اين عبـارت پهلوي
برسكه هاي معاويه بن ابي سفيان ( خليفۀ اموي :60- 41 ق) ، عبدالملك بن مروان (
خليفۀ اموي : 86 ـ 65 ق ) ، عبداللّه بن الزبير ( خواهرزادۀ عايشه و رقيب خلفاي
اموي پس از واقعۀ كربلا ، مقتول در سال 73 ق ) و القطري بن الفجائه ( از خوارج
شورشي ، حكومت : 79 ـ 69 ق ) به كار رفته است 0 5 ـ تا آنجا كه نگارنده مي داند ، نام سيسپور در جاي ديگري
نيامده است 0 با وجود اين ترديدي در درستي آن نمي توان داشت ، چرا كه واژۀ سيس ،
كه يكي از معاني آن در فرهنگهاي فارسي « اسب تيز تك « است ، هم به تنهايي و هم در
تركيب با كلمات ديگر همچون اسم خاص به كار رفته است ، مانند : استاد سيس ( نيز :
استاذ سيس ) ، بهرام سيس ، سيسپاد ( نيز : سيسپاذ ، سيسفاذ ، سيسفاذ ) 0 6 ـ چهرزاد يكي از نامهاي اصيل ايراني است كه در منابع
فارسي و عربي به صورتهاي جهرازاد ، چهرآزاد ، شهر ازاد و شهرزاد نيز ثبت شده است 0
7 ـ گاهشماري يزدگردي ، كه مبدا آن سال 11 ق ، سال بر تخت
نشستن يزد گرد سوم آخرين پادشاه ساساني بود ، قرنها در ايران در كنار گاهشماري
هجري قمري رواج داشت و هنوز هم در ميان زرتشتيان رايج است 0 تاريخ ذكر شده در
كتيبۀ كوفي ( ثلاث عشر و اربعمائه ) با سال 389 يزدگردي مطابقت دارد و اين خود
ترديدي در صحت قرائت تاريخ كتيبۀ پهلوي باقي نمي گذارد 0 واژۀ پهلويtirest به معني «
سيصد » است 0 اين واژه در فرهنگهاي فارسي ( مانند : برهان قاطع ، فرهنگ شعوري ،...
( به صورتهاي تير است و حتي ترست ثبت شده است 0 در تاييد درستي اين تاريخ بايد
افزود كه تاريخهاي مذكور در كتيبۀ برج رادكان نيز به تاريخ يزد گردي است و به
صورتهاي زير نوشته شده است : Tirest hastad se : tylyst hst t sy : سيصد و هشتاد و سه (383يزد گردي = 407 ق ) 0 Tirest hastad haft : tylyst hst t hpt : سيصد
و هشتاد و هفت ( 387 يزد گردي = 411 ق ) 0 8 ـ بخشهاي پاياني دو كتيبه در واقع مكمل يكديگرند ، چرا كه
كتيبۀ پهلوي ماه و روز ساخت گنبد ، اما كتيبة كوفي نام سازندة گنبد را در خود جاي
داده است 0 با توجه به متن
پهلوي و با در نظر گرفتن نكاتي كه گفته شد ، كتيبۀ كوفي را بايد چنين خواند : بسم
اللّه الرحمن الرحيم هذا قبر القّبه الكيا الجليل ابي الفوارس شهريار بن العباس بن
شهريار مولي امير المومنين رحمه اللّه امر ببنائه السّنّه الكريمه جهر ازاد بنت
سيسبور في سنه ثلاث عشر و اربعمائه عمل الحسين بن علي
در پايان ،
لازم است كه به چند نكتۀ مهم تاريخي نيز اشاره كنيم 0 آل باوند سلسله اي از اميران
محلي طبرستان بودند كه نسبشان را به باو ، از نوادگان كاووس ، پسر قباد ساساني و
برادر بزرگ خسرو انوشيروان ، مي رساندند 0 سه شاخه از اين سلسله ، به ترتيب با
نامهاي كيوسيه ، اسپهبديه وكين خوازيه دست كم از سدۀ 2 ق /8 م تا سال 750 ق /1349
م بر بخشهايي از طبرستان فرمان مي راندند 0 گسترش قلمرو حكومت آل زيار ، به خصوص
در زمان پادشاهي شمس المعالي قابوس بن وشمگير ( حكومت : 403 ـ 366 ق ) ، با وند
يان را به كوهستانها راند و قلمرو آنان را به مناطق كوهستاني محدود كرد 0 تاريخ
مذكور در كتيبۀ برج لاجيم ( يعني سال 413 ق ) ، در واقع ، همزمان با پادشاهي فرزند
قابوس ، فلك المعالي منوچهر ( حكومت : 423 ـ 403ق ) ، در گرگان ، طبرستان ، قومس و
دامغان است 0 از اين رو ، هيچ يك از منابع تاريخي اطلاعي دربارۀ باونديان در اين
زمان ، و به خصوص دربارۀ شهريار بن عباس بن شهريار ، به دست نمي دهند 0 به روايت
نظامي عروضي ، پس از آنكه فردوسي سرايش شاهنامه را به پايان رساند و مورد بي مهري
سلطان محمود غزنوي واقع شد ، « شاهنامه برگرفت و به طبرستان شد به نزديك سپهبد
شهريار ، كه از آل باوند در طبرستان پادشاه اوبود ....شهريار او را بنواخت و
نيكوييها فرمود ....» ابن اسفند يار اين شهريار را شهريار بن شروين بن رستم دانسته
، كه يازدهمين امير از شاخۀ كيوسيه و تاريخ وفاتش حدود سال 357 ق بوده است 0 عده اي نيز اين شهريار را شهريار
بن دارا دانسته اند كه سيزدهمين و آخرين امير از شاخۀ كيوسيه بوده و تاريخ وفاتش
حدود سال 390 ق بوده است 0 با توجه به اينكه فردوسي سرايش شاهنامه را در 25 اسفند
سال 400 ق به پايان رسانده ، نمي توانسته با هيچ يك ازاين دو تن ديدار كرده بـاشد
0 با توجه به تاريخ بناي برج لاجيم (413 ق ) ، تنها اسپهبدي كه مي توانسته فردوسي
رابه حضور پذيرفته باشد همين شهرياربن عباس بن شهريار بوده است 0 مادلونگ نيز اين
احتمال را منتفي ندانسته ، اما در اينكه او اسپهبد بوده و حكومت كرده باشد ترديد
دارد 0 اما عبارت « شاه توانمند » در كتيبۀ پهلوي بيجا بودن ترديد مادلونگ را
آشكار مي سازد
فهرست منابع وماخذ
به كوشش: ص محمد زاده
لاجیمی مهرماه 1386 + نوشته شده توسط علي در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 و ساعت
11:35 |
ممسممممممم بسم
الله الرحمن الرحيم واينك بازهم چرخش گردون چرخيد تا بر قله رفيع سوم جمادي
الثاني ايستاد وروزهاي عروج مردان وزنان بزرگ الهي از ايام الله است واين روز سالروز شهادت فدائي ولايت،ام ابيها حضرت فاطمه زهرا (س) پنج سالي است كه به يمن برگزاري آئين
گراميداشت 43مسافر ملكوتي وفدائيان ولايت ورهبري دهستان كسليان ماندني گرديد
،ودربين اين 43ذبيح الهي نام مقدس 10 مسافر ملكوتي روستاي شهيدپرور وتاريخي لاجيم به چشم مي خورد، ده ستاره منوّري كه
آسمان دل مومنين زادگاهشان را روشن ساختندواينك شمّه
اي كوتاه از خون نوشته هاي اين سبكبا لان ساحلها : * شهيد علي اصغر اردشيري طلوع سبز 5/8/1346 لاجيم عروج خونين 26/3/1365مهران شهيد شدن اگر خدايي باشد خيلي مهم است خدايا شهادت را كه
فيضي عظيم است نصيب من بگردان 0 *شهيد علي بيواره طلوع سبز 14/10/1330 لاجيم عروج خونين 21/10/1365شلمچه
اينك كه تمامي
كفر در مقابل حق ايستاده، لازم ديدم در صفوف راهيان حق قرار گيرم و از عزّت و شرف
و دين و ناموسم دفاع نمايم و وارث حقيقي خطّ سرخ حسين ( ع ) باشم * شهيد سيد علي اكبر حسن نژاد لاجيمي طلوع سبز 14/6/1350 لاجيم عروج خونين 4/10/1365ام الرصاص اي كاش صد جان داشتم و در راه خدا در اين مدرسه ي عشق، ودر
راه هدفم مي دادم 0 *شهيد محمد زماني طلوع سبز 21/4/1347 لاجيم عروج خونين 4/10/1365ام الرصاص شما اي برادران حزب الله رهرو علي اكبر ( ع ) باشيد و پيرو
رهبر و تابع شخصيّت هاي چون خامنه اي و
ديگر شخصيّت هاي مملكتي باشيد0 *شهيد
سيّد تقي ساداتي لاجيمي طلوع سبز 20/4/1348 لاجيم عروج خونين 4/10/1365ام الرصاص امروز وظيفه ي هر
مسلمان است كه از انقلاب اسلامي حراست نمايد و پيرو امام خود باشد و با جان ودل
فرمان امام خود را لبيك بگويد 0 *شهيد محمد علي فلاح طلوع سبز 5/1/1344 لاجيم عروج خونين4/6/1365پيرانشهر سعي كنيد قرآن بخوانيد و راه مستقيم را به فرزندانتان ياد
دهيد به دنبال خامنه اي ها برويد كه مايه ي پيروزي شما هستند 0 * شهيد اسماعيل محمدزاده طلوع سبز 17/6/1346 لاجيم عروج خونين 27/3/1367شلمچه
اينجانب اسلام را به عنوان عاليترين مكتب
برگزيده ام واز خداوند مي خواهم تاپاي جان به اسلام وانقلاب اسلامي وفادار باقي
بمانم . *شهيد حسن
محمد زاده طلوع سبز 10/4/1335لاجيم عروج خونين
23/10/1365شلمچه فرزندان عزيزم مپنداريد كه شما را دوست نداشتم اما هدفم را
و امر خداوند را بيشتر از شما دوست داشتم چون هر كس بايد توشه آخرت براي خود جمع
كند 0 *شهيد غلامرضا نوروزي + نوشته شده توسط علي در پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 و ساعت
11:22 |
|
|